<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ღღ.**.XSmS.**.ღღ</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/</link>
<description>جوک,جک,بدو اس ام اس,bo2sms,رشتی,ترکی,لری,قزوینی,عربی,اصفهانی,عاشقانه,سر کاری,بی مزه,خفن</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 20 Mar 2010 20:28:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#cc99ff&quot;&gt;بنر دوستان&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/br&gt;
&lt;/br&gt;

&lt;script language=&apos;javascript&apos; type=&apos;text/javascript&apos; src=&apos;http://www.azad.axspace.com/new.js&apos;&gt;&lt;/script&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 20:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff3366 size=6&gt;مهم  مهم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;از تمامی دوستان عزیز&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#6600ff size=4&gt;۱.برای اطلاع از آدرس جدید در صورت بسته شدن وبلاگ&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;۲.دریافت جک های مخصوص اعضای خبرنامه&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;
۳.اطلاع از بروز رسانی وبلاگ&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;


&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;خواهش می شود در خبرنامه زیر عضو شوند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;

&lt;!-- Begin WebGozar.com Newsletter code --&gt;
&lt;form action=&quot;http://www.webgozar.com/nletter/a.aspx&quot;  target=_blank onsubmit=&quot;return sp(this);&quot; name=wfrm method=post&gt;&lt;p align=center dir=rtl&gt;&lt;input class=txts type=text name=&quot;wgname&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;input class=txts type=text name=&quot;wgemail&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;input type=hidden value=&quot;191429&quot; name=&quot;code&quot;&gt;&lt;input type=&quot;radio&quot; id=c1 value=&quot;1&quot; checked=&quot;true&quot; name=&quot;R1&quot; checked=true&gt;&lt;font class=txtb&gt;&lt;label for=&quot;c1&quot;&gt;عضويت&lt;/label&gt;&lt;input type=&quot;radio&quot; id=c2 value=&quot;0&quot; name=&quot;R1&quot;&gt;&lt;label for=&quot;c2&quot;&gt;لغو عضويت&lt;/label&gt;&lt;br&gt;&lt;input type=submit class=txts value=&quot;ارسال به خبرنامه&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;font class=txta&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;script language=&quot;javascript&quot; src=&quot;http://webgozar.ir/scs/n2.js&quot;&gt;&lt;/script&gt;&lt;script language=&quot;vbscript&quot; src=&quot;http://webgozar.ir/scs/n1.vbs&quot;&gt;&lt;/script&gt;&lt;/p&gt;&lt;/form&gt;
&lt;!-- End WebGozar.com Newsletter code --&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 01:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جک های +18 سری 25</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>يه روز یه پسر جوان میره توی داروخانه و به فروشنده میگه که:&lt;br /&gt;&quot;یه کان.دوم می‌خواستم، راستش رو بخوای دارم با دوست دخترم واسه شام میرم&lt;br /&gt;بیرون، شاید یه موقعیتی پیش بیاد که بتونم یه کم باهاش حال کنم!&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فروشنده کان.دوم رو بهش میده و پسره میره بیرون اما هنوز از در داروخانه&lt;br /&gt;بیرون نرفته که برمیگرده و دوباره میگه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot;اگه میشه یه کان.دوم دیگه هم بهم بدید، آخه خواهر دوست دخترم هم خیلی ناز&lt;br /&gt;و خوشگله،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همیشه وقتی که منو می‌بینه پاهاشو به طرز شهوت انگیزی باز می‌کنه، فکر&lt;br /&gt;کنم اگه خوش شانس باشم بتونم با اون هم یک حالی کنم!&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فروشنده کان.دوم دوم رو بهش میده و پسره میره اما دوباره از در داروخانه&lt;br /&gt;بیرون نرفته که برمیگرده و میگه: &quot;یه دونه کان.دوم دیگه هم به من بدید،&lt;br /&gt;آخه مامان دوست دخترم هم خیلی ناز و دل رباست و همیشه وقتی منو می‌بینه&lt;br /&gt;نگام میکنه و نخ میده،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فکر کنم از من میخواد که یک کارایی بکنم!&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موقع شام پسره سر میز نشسته در حالی که دوست دخترش سمت چپش هست، خواهر&lt;br /&gt;دوست دخترش سمت راستش و مادر دوست دخترش روبروش نشسته! در همین حال پدر&lt;br /&gt;دختره هم میاد سر میز شام و ناگهان پسره سرش رو میاره پایین و شروع&lt;br /&gt;می‌کنه به دعا کردن:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot;خداوندا...به این سفره برکت بده و به خاطر همه چیزهایی که به ما دادی ممنونیم!&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند دقیقه بعد پسره هم چنان داره دعا می‌کنه: &quot;خدایا به خاطر لطف و محبتت&lt;br /&gt;س‍پاسگذاریم!&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ده دقیقه میگذره و پسره همچنان سرش پایینه و داره به دعا کردن ادامه میده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوست دخترش متعجب‌تر از بقیه ازش میپرسه که: &quot;من نمی‌دونستم که تو این&lt;br /&gt;همه مذهبی هستی!&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پسره جواب میده: &quot;من هم نمی‌دونستم که پدرت توی داروخانه کار می‌کنه!!!!!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 04:19:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جک های +18 سری 24</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>يك بابايي ميخوره زمين دستش پيچ ميخوره، منتها ك.و.ن گشاديش ميومده كه بره دكتر نشونش بده. خلاصه دستش يك مدت همينجور درد ميكرده، تا يك روز رفيقش بهش ميگه اين داروخونه سر كوچه يك كامپيوتر آورده كه صد تومن ميگيره، سر سه سوت هر مرضي رو تشخيص ميده. يارو هم ميگه: خوب ديگه صد تومن كه پولي نيست، بريم ببينيم چه جورياست. خلاصه ميره اونجا، ميبينه يك دستگاه گنده گذاشتن، جلوش يك شكاف داره، روش نوشته: لطفاٌ اسكناس صد توماني وارد كنيد. يارو يك صد تومني ميگذاره، يهو يك چيز قيف مانند مياد بيرون، ميگه: نمونه ادرار! طرف هم با خجالت ميكشه بيرون و مي.شا.شه تو جناب قيف. بعد از دو سه دقيقه تلق تولوق و بوق بوق، كامپيوتره يك تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته بوده: يكي از تاندنهاي دست شما پاره شده. بايد يك هفته ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب شه. يارو كف ميكنه كه اين لا مصب اينهمه چيز رو چطور از شاش آدم ميفهمه؟! خلاصه كرمش ميگيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه. فرداش يك شيشه مربا ورميداره، تا نصف توش آب شير ميريزه، بعد ميده سگش توش بشا.شه، يك دونه از آدامساي دخترش رو هم ميندازه توش، آخر كاري هم يك تريپ ج.ل.ق ميزنه، يكم از آب ك.ي.رش رو اضافه ميكنه به معجون، بعدم ميره همون داروخونه، معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار. كامپيوتره يك 15 دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ ميكنه، بعد يك كاغد چاپ ميكنه ميده بيرون كه روش نوشته بوده: آب شيرتون آهك داره، بايد لوله كش بياريد درستش كنه. سگت قلبش ناراحته، همين روزها تموم ميكنه. دخترت حاملست، بايد بري خر پسر طبقه پاييني رو بگيري. درضمن اگه بخواي همينجوري يك بند ج.ل.ق بزني، تاندن دستت هيچ وقت خوب نميشه&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 09:05:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جک های +18 سری 23</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقه دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به ك_ ننت! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته&lt;BR&gt;تركه و رشتيه ميخواستن يك حالي باهم بكنند، اول رشتيه مشغول ميشه. تركه هم حس رفاقاتش گل ميكنه، با خودش ميگه: بگذار يك حالي بهش بدم. شروع ميكنه بلند بلند داد زدن كه: آره...ب.ك.ن عزيزم... فشار بده... محكم‌تر... ج.ر.م بده..خورده شيشه بريز.. پا.رم كن!! يهو رشتيه ميشكه بيرون، شروع ميكنه دويدن! تركه ميپرسه: كجا ميري؟! رشتيه ميگه: تو با ك.و.ن خودت اين ريختي تا ميكني، با ك.و.ن من ميخواي چيكار كني؟!&lt;BR&gt;تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر، اين ك_ر ما چندوقته خيلي درد ميكنه! دكتره ناراحت ميشه، ميگه: عزيز من، اين چه طرز صحبت كردنه؟! آخه قباحت داره! نگو ك_رم، بگو عضوم. تركه يك نگاهي به دكتره ميكنه، ميگه: آقاي دكتر يك مرتبه بفرماييد كه ما دوساله تو كتابخونه محل ك_ريم ديگه!&lt;BR&gt;عربه ميخواسته بره دوبي، موقع تفتيش تو فرودگاه دست مامور گمرگ ميخوره به ك_رش. يارو اهل بخيه بوده فكر ميكنه عربه داره دلار خارج ميكنه، ميگه بگذار يوخده تيغش بزنيم. يك چشمك به عربه ميزنه، ميگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه ميگه: نه ولك، طوله!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 08:51:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جک های +18 سری 22</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>
پرستار تيمارستان، مي‌ره تو اتا &quot;قلي&quot;. مي‌بينه كه قلي داره اداي رانندگي در مياره. مي‌پرسه: قلي، داري چي كار مي‌كني؟ قلي مي‌گه: دارم با ماشين مي‌رم شمال! پرستاره مي‌گه: خيلي خوب، سفر خوش بگذره. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرداش باز مي‌ره تو اتاق قلي، مي‌بينه اين دفعه آروم گرفته دراز كشيده. مي پرسه: چيكار داري مي‌كني؟ قلي مي‌گه: هيچي،الان شمالم و دارم تو ويلام استراحت مي‌كنم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرستاره هم درو مي‌بنده مي‌ره بيرون. بعد ميره تو اتاق غضنفر. مي‌بينه كه غضنفر افتاده رو بالشش و حالا ن.كن كي بك.ن! مي‌گه غضنفر چه غلطي داري مي‌كني؟ غضنفر مي‌گه: قلي كه شماله، از فرصت استفاده كرده و دارم ترتيب زنشو مي‌دم!! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 15:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جک های +18 سری 21</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>يه دختره مي‌ره پيش باباييش، مي‌گه: بابايي، من خيلي دلم مي‌خواد اين فيلم &quot;تاجر ونيزي&quot; رو برم تو سينما فرهنگ ببينم! ترو به نوك پس.تون مامان قسم كه منو ببر! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باباهه كه ظاهرا –ُس كشي بوده عظيم! مي‌گه: به شرطي كه بياي واسم ساك بزني! &lt;br /&gt;
دختره اول مخالفت مي‌كنه، اما بعد كه يه كم فكر مي‌كنه راضي مي‌شه! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همين كه شروع مي‌كنه به ساك زدن، مي‌گه: اَه اَه –يرت چرا مزه‌ي گُه مي‌ده بابا؟ &lt;br /&gt;
باباهه مي‌گه: آخه داداشتم مي‌خواست بره سينما!!!!! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتيجه: هر وقت خواستين برين سينما فرهنگ با دوست دخترتون ( يا دوست پسر) سعي كنين كه پولشو خودتون جور كنين و به كسي متوسل نشين! &lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 May 2008 10:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جک های +18 سری 20</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;postbody&quot;&gt;&lt;span class=&quot;postbody&quot;&gt;يه پسره، مي‌ره پيش خوشگل‌ترين دختر شهرو بالاخره هر جوري كه بوده دختره‌رو راضي مي‌كنه كه شام ببرتش بيرون. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه‌، شام مي‌رن بيرونو مي‌رن يه رستوران خيلي لوكسو پسره كلي پول مفت باباهه‌ رو حروم ج.ن.د.ه خانوم مي‌كنه!! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از شام، همينطوري كه نشسته بوده تو ماشين و داشتن پرسه مي‌زدن، پسره مي‌زنه كنارو يه نگاهي به دختره مي‌ندازه و مشغول مي‌شه خشكه كار كردن!! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يواش يواش مي‌ره سراغ اونجاهاي دختره، دختره در اين هنگام، تصميم مي‌گيره كه خودشو اَن چث كنه و مي‌گه: من باكره ام! لطفا منو ننما! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسره مي‌گه: خوب، يعني ساكم نمي‌زني؟ دختره كه ان چثي رو به نهايت درجه رسونده بوده مي‌گه: نچ!! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسره</description>
<pubDate>Sat, 19 Apr 2008 12:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جک های +18 سری 19</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>يه بنده خداي مادر ق.......اِ منظورم مادر مرده بود! مي‌ره دكترِ ك_ن! مي‌گه آقاي دكتر به دادم برس، يه فيل منو كرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دكتره اول يه كم كرك و پشمش فر مي‌خوره، بعد مي‌گه خوب، حالا كو.نتو بده ببينم فيله چيكار كرده باهات مادر ق........يعني مادر مرده؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يارو مي‌كشه پايينو دكتره نگا مي‌كنه مي‌بينه بله، ك_ن آقا به قطر 10 سانت بازه!! دكتره مي‌گه: عجيبه، من توي برنامه‌هاي راز بقاي شبكه 4 ديده بوده كه –ير فيلا درازو خيلي نازكه، ظاهرا مال اين يكي كلفت بوده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرده مي‌گه: نه مال اينم نازك بود، منتها اولش انگشتم كرد!!!&lt;/span&gt;
&lt;br&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2008 20:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جک های +18 سری 18</title>
<link>http://xsms.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>يه مرد نود و پنج ساله‌ (همون پير سگ سابق) واسه چك آپ مي‌ره پيش دكتر. دكتر يه كم معاينش مي‌كنه و مي‌گه: خوب حاج آقا، اين روزا حالتون چطوره، مشكلي چيزي از نظر جسمي نداشتين كه بحمدالله؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيريه مي‌گه: نه آقاي دكتر اتفاقا خيلي هم حالم خوبه، تازه با يه دختر 22 ساله‌ي خوشگل هم ازدواج كردم و حامله هم هست! به نظر شما من كه تو اين سن تونستم بچه درست كنم، اصلا طوريمه؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دكتره يه كم فكر مي‌كنه مي‌گه: حاج آقا، من ياد يه داستاني افتادم. يه دوستي داشتم كه خيلي عاشق شكار بود. يه روز صبح كه خواب آلود بود، اشتباهي چتر بارونيشو به جاي تفنگ شكاري برداشت و رفت شكار. همين طور كه مي‌رفت يهو يه خرس 500 كيلويي گنده جلوشو گرفت. مي‌دوني دوست من چيكار كرد؟ سريع چترشو به طرف خرسه گرفتو دكمه‌شو زد، در نتيجه خرسه‌هم مخش تركيد و افتاد زمين. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيرمرده كففففف كرد گفت آخه آقاي دكتر نميشه كه، حتما يكي ديگه همون نزديكي خرسه رو با تير زده بوده!!! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 11 Apr 2008 22:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=xsms&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>xsms</dc:creator>
<guid>http://xsms.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
