| |
پرستار تيمارستان، ميره تو اتا "قلي". ميبينه كه قلي داره اداي رانندگي در مياره. ميپرسه: قلي، داري چي كار ميكني؟ قلي ميگه: دارم با ماشين ميرم شمال! پرستاره ميگه: خيلي خوب، سفر خوش بگذره.
فرداش باز ميره تو اتاق قلي، ميبينه اين دفعه آروم گرفته دراز كشيده. مي پرسه: چيكار داري ميكني؟ قلي ميگه: هيچي،الان شمالم و دارم تو ويلام استراحت ميكنم.
پرستاره هم درو ميبنده ميره بيرون. بعد ميره تو اتاق غضنفر. ميبينه كه غضنفر افتاده رو بالشش و حالا ن.كن كي بك.ن! ميگه غضنفر چه غلطي داري ميكني؟ غضنفر ميگه: قلي كه شماله، از فرصت استفاده كرده و دارم ترتيب زنشو ميدم!!
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه دختره ميره پيش باباييش، ميگه: بابايي، من خيلي دلم ميخواد اين فيلم "تاجر ونيزي" رو برم تو سينما فرهنگ ببينم! ترو به نوك پس.تون مامان قسم كه منو ببر!
باباهه كه ظاهرا –ُس كشي بوده عظيم! ميگه: به شرطي كه بياي واسم ساك بزني!
دختره اول مخالفت ميكنه، اما بعد كه يه كم فكر ميكنه راضي ميشه!
همين كه شروع ميكنه به ساك زدن، ميگه: اَه اَه –يرت چرا مزهي گُه ميده بابا؟
باباهه ميگه: آخه داداشتم ميخواست بره سينما!!!!!
نتيجه: هر وقت خواستين برين سينما فرهنگ با دوست دخترتون ( يا دوست پسر) سعي كنين كه پولشو خودتون جور كنين و به كسي متوسل نشين!
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه پسره، ميره پيش خوشگلترين دختر شهرو بالاخره هر جوري كه بوده دخترهرو راضي ميكنه كه شام ببرتش بيرون.
خلاصه، شام ميرن بيرونو ميرن يه رستوران خيلي لوكسو پسره كلي پول مفت باباهه رو حروم ج.ن.د.ه خانوم ميكنه!!
بعد از شام، همينطوري كه نشسته بوده تو ماشين و داشتن پرسه ميزدن، پسره ميزنه كنارو يه نگاهي به دختره ميندازه و مشغول ميشه خشكه كار كردن!!
يواش يواش ميره سراغ اونجاهاي دختره، دختره در اين هنگام، تصميم ميگيره كه خودشو اَن چث كنه و ميگه: من باكره ام! لطفا منو ننما!
پسره ميگه: خوب، يعني ساكم نميزني؟ دختره كه ان چثي رو به نهايت درجه رسونده بوده ميگه: نچ!!
پسره
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه بنده خداي مادر ق.......اِ منظورم مادر مرده بود! ميره دكترِ ك_ن! ميگه آقاي دكتر به دادم برس، يه فيل منو كرد!
دكتره اول يه كم كرك و پشمش فر ميخوره، بعد ميگه خوب، حالا كو.نتو بده ببينم فيله چيكار كرده باهات مادر ق........يعني مادر مرده؟
يارو ميكشه پايينو دكتره نگا ميكنه ميبينه بله، ك_ن آقا به قطر 10 سانت بازه!! دكتره ميگه: عجيبه، من توي برنامههاي راز بقاي شبكه 4 ديده بوده كه –ير فيلا درازو خيلي نازكه، ظاهرا مال اين يكي كلفت بوده!
مرده ميگه: نه مال اينم نازك بود، منتها اولش انگشتم كرد!!!
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه مرد نود و پنج ساله (همون پير سگ سابق) واسه چك آپ ميره پيش دكتر. دكتر يه كم معاينش ميكنه و ميگه: خوب حاج آقا، اين روزا حالتون چطوره، مشكلي چيزي از نظر جسمي نداشتين كه بحمدالله؟
پيريه ميگه: نه آقاي دكتر اتفاقا خيلي هم حالم خوبه، تازه با يه دختر 22 سالهي خوشگل هم ازدواج كردم و حامله هم هست! به نظر شما من كه تو اين سن تونستم بچه درست كنم، اصلا طوريمه؟
دكتره يه كم فكر ميكنه ميگه: حاج آقا، من ياد يه داستاني افتادم. يه دوستي داشتم كه خيلي عاشق شكار بود. يه روز صبح كه خواب آلود بود، اشتباهي چتر بارونيشو به جاي تفنگ شكاري برداشت و رفت شكار. همين طور كه ميرفت يهو يه خرس 500 كيلويي گنده جلوشو گرفت. ميدوني دوست من چيكار كرد؟ سريع چترشو به طرف خرسه گرفتو دكمهشو زد، در نتيجه خرسههم مخش تركيد و افتاد زمين.
پيرمرده كففففف كرد گفت آخه آقاي دكتر نميشه كه، حتما يكي ديگه همون نزديكي خرسه رو با تير زده بوده!!!
|
|
|
|
| |
| |
| |
يك آقا پسري كه در عنفوان جواني (همون تينيجري) بوده، با ابوي مربوطه ميرن فروشگاه زنجيرهاي! همينطور كه ميگشتن تو فروشگاه ميرسن به ويترين "محصولات جنسي!". پسره يه كم بستههاي كان.دوم رو ديد ميزنه و بعد از باباييش ميپرسه: بابا، چرا بستهي كاندومها يا يه دونهاييه، يا سه تايي، يا دوازده تايي؟
باباهه آهي از نهادش بلند ميشه و ميگه: پسر گلم، بستههاي يه دونهاي مال دانشجوهاي دانشگاههاي پودِماني( همون علمي كاربردي) كه هفته اي يه دونه استفاده ميكنن (معمولا در ليلالي آدينه، همون شب جمعه). بستههاي سه تايي مال دانشجوهاي رشته هنرهاي زيباي دانشگاه تهرانه (!) كه معمولا چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه مشغولن!
پدره در حالي كه چشاش پر اشك حسرت شده بوده ادامه ميده: بسته هاي 12 تايي هم مال آقايون متاهلِ، كه يكيشو تو فروردين استفاده ميكنن، يكيشو تو ارديبهشت، يكي تو خرداد، يكي تو تير.................!!
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
ميدونين، كاتوليكها استفاده از روشهاي ضد بارداري رو شديدا و قويا و اكيدا يك گناه و جرم نابخشودني ميدونن! به همين خاطره كه كاتوليكهاي مومن و معتقد، به ازاي هر بار س_سي كه با زوج يا زوجه (!) محترم يا محترمه دارن، پشت بندش يه نون خور جديد پس ميندازن! اگه فيلم The Meaning of Life مال گروه Monty Python رو ببينين به عمق اين عرض بنده پي ميبرين!
يه زن كاتوليك بسيار مومن، از شوهر اولش 17 تا بچه داشته. شوهر اول كه ميميره، با يه مرد ديگه ازدواج ميكنه. وقتي سر شوهر دومي رو هم ميخوره، تعداد بچههاش به 24 تا رسيده بوده! چند وقت بعد از فوت شوهر دوميه، خودشم بالاخره شر رو كم ميكنه!
وقتي كه جسدش رو تو كليسا گذاشته بودن و مراسم اجرا ميكردن، پدر روحاني يه نگاهي به جمعيت ميندازه و ميگه: بالاخره به هم رسيدن!
يكي از ميون جمعيت ميپرسه: منظورتون اينه كه به شوهر اولش رسيد يا دوميش؟
پدر روحاني ميگه: هيچ كدوم بابا، لنگاشو ميگم!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه زنه كه از طول و قطر معاملهي شوهرش به طرز روز افزوني ناراضي بوده(!) محض سركوفت به شوهرش ميگه: ديشب خواب ديدم كه تو يه حراجي دارن –ير ميفروشن. –يراي كت و كلفت و استخون دارو ميدادن صدهزار تومن، -يراي نازك و درازو ميدادن هشتاد هزار تومن!
شوهره ميگه مال منو چند خريدن، زنه ميگه مال تو كلا مشتري نداشت!
شوهره ميگه اتفاقا منم خواب ديدم كه دارن تو يه بازارچهاي –ُس خريد فروش ميكنن. –ُساي قشنگ و خوش فرمو ميفروختن يه ميليون تومن، -ُساي تنگو ميدادن دو ميليون!
زنه ميگه خوب مال من چند بود؟ شوهره ميگه: مال تو؟ راستش –ُس تو محل برگزاري بازارچههه بود!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه كفاشي نشسته بوده تو مغازهاش، يهو يه زن خوشگل س_سي توپ باحال برنزهي فلانِ فلانِ فلان مياد تو.يارو كفاشه از لب و لوچهو چشم و گوشش شير آب باز ميشه!
زنه يكي دوجفت كفش انتخاب ميكنه. كفاشه خم ميشه كه كمكش كنه كفششو پاش كنه، يه نيم نگاهي هم به زير دامن زنه ميندازه ميبينه زنه لباس زير پاش نيست!! خلاصه مرده ديگه اختيار دهنش از دستش در ميره و ميگه عزيزم اون فلانتو بيار من پر بستني كنم بخورم!!زنه شاكي ميشه ميره بيرون به شوهرش ميگه: اي مرتيكهِ بيغيرتِ زن فلان(!)، اين كفاشه به من گفت كه ميخواد فلانمو پر بستني كنه و بخوره، يالا برو خارشو فلان كن!
شوهره (كه ظاهرا تخم دعوا كردن نداشته!! ) يه فكري ميكنه و ميگه عزيزم، آدمي كه اوووووووووون همه بستني رو بتونه يه جا بخوره، من گه ميخورم اگه بخوام چيزي بهش بگم!
يه پسره با مادربزرگش ميره حموم. به مادر بزرگه ميگه اون چيه؟
مادربزرگه: اين گربه است
بچه: چرا گربه مامان از مال تو تپل تره؟
مادربزرگه: اخه اون روزي 250 گرم گوشت ميخوره. مال من 20 سال گوشت نخورده
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
يه پسره با دوست دخترش رفته بودن كافي پاپ( آره درسته اسمش كافي پاپه، تازه باز شده سر دولت! آره عزيزم، درست خوندي، سر دولت! سر دول تو يه كافيشاپ باز شده! بيكار نشين ازشون حق جاكشي بگير!)
آخر شب بوده ساعت 2 ، پسره هم كه لاس خشكههاشو زده بوده، با معرفت بازي در مياره و عوض اينكه دختره رو دكش كنه، مياره دختره رو در خونهشون ميرسونه. بعد همينطور كه داشته دختره رو تا دم در همراهي ميكرده، يهو به دلايل فلسفي راست ميكنه!!
خلاصه، دختره كه ميخواسته بره تو، پسره مياد دستشو ميذاره رو درو جلوي دختره رو ميگيره ميگه: خدا وكيلي، من كلي امشب حال دادم بهت، بيا و يه ساكي بزن واسه ما!
خلاصه از پسره اصرارو از دختره هم مخالفت! تو همين بين، خواهر دختره مياد پايين و درو باز ميكنه در حالي كه چشاشو ميماليده، خواب آلود به خواهرش ميگه: بابا منو فرستاد كه بهت بگم يا همين الان واسه اين حرومزاده ساك ميزني، يا من بزنم، يا اينكه اصلا خودش مياد ميزنه، فقط به اين دوست پسر بيشرفت بگو دستشو از رو زنگ در برداره ميخوايم بخوابيم!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه نوعروس باكره، شب زفاف به شوهرش ميگه: عزيزم، ميدوني كه من تا حالا س_س نداشتم و نميدونم بايد چيكار كنم. لطفا منو راهنمايي كن.
شوهره ميگه: خب، بذاز اينطوري بگم: اين كوچولو كه اينجا به من آويزونه، يه زندانيه، اون دروازهي بهشت هم كه لاي پاهاي توئه، زندانه. تنها كاري كه ما بايد بكنيم اينه كه اين زنداني رو بچپونيم تو زندان!!
خلاصه مشغول ميشن. كارشون كه تموم ميشه، زنه كه تازه خوشش اومده بوده (!!) يه قري مياد واشه شوهرشو ميگه عزيزم مثل اينكه اين زنداني ناقلا از زندان در رفته دوباره. شوهره هم كه هنوز حشري بوده (اينجاس كه ميگن حشر زده به بشر!!!) دوباره مشغول ميشه.
كارشون كه تموم ميشه، مرده ديگه ان و چسش با هم قاطي شده بوده!!!! اما زنه تازه رو اومده بوده!! دوباره بر ميگرده ميگه عزيزم اين زندانيه كه بازم در رفت كه پدر سگ!!! خلاصه مردهام ديگه تو رو دروايسي ميمونه و به هر بدبختي كه شده ميره واسهي روند سوم.
روند سوم كه تموم ميشه، ديگه مرده از خستگي فرق كلنگ و دمپايي رو تشخيص نميداده. اما زنه باز دوباره ميگه كه اين زندانيه كه بازم بيرونه كه.
مرده كه ديده چشاش جايي رو نميديده ميگه: به تخمم كه بيرونه، بدبخت محكوم به حبس ابد نيست كه اااااااااه!!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
سه تا زن سوار يه هواپيما بودن. يهو خلبان ميگه: مسافران عزيز، بحمدالله موتورهاي هواپيما از كار افتاده، سيستم كنترل هم خراب شده، آمپر بنزين هم كار نميكنه، منم سرما خوردم، خلاصه كون همهمون پارهاس، اما با اين وجود، آرامش خودتونو حفظ كنين ، من هم سعي ميكنم هواپيما رو يه جوري فرود بيارم كه حداقل پارگي از كونتون به جاي ديگهتون نرسه!!!
يكي از زنا كه از قضا بچه مايهدار هم بوده، سريع هر چي طلا جواهر داشته در مياره آويزون ميكنه.اون دوتاي ديگه ميپرسن چيكار ميكني؟ ميگه وقتي كه هواپيما فرود اومد، ماموراي نجات وقتي اين جواهراي منو ببينن ميفهمن كه من پول و پله زياد دارم، اول منو نجات ميدن و بهم كمك ميكنن.
زن دوميه (كه از قضا بر و رويي هم داشته و به قول معروف –ُس خوبي بوده ) سريع پيرهن ميرهنو در مياره و پرو پستونو ميريزه بيرون (ايووووووووول!) ميگن چيكار ميكني؟ ميگه وقتي ببينن من چه سينههاي خوشگل ماماني دارم اول منو نجات ميدن!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه مرده ميره تو بقالي و در حالي كه زبونش خشك شده بوده ميگه: آقا 6 تا آب معدني بده! ميگيره و همشو ميخوره!
يارو صاب مغازههه كف ميكنه ميگه حتما خيلي تشنهات بود. مرده ميگه: آخه خبر نداري، يه زنه رو دارم تو ماشينم ترتيبشو ميدم، مگه كوتاه مياد؟ تا حالا سه باز كردمش از تشنگي دارم ميميرم! صاب مغازههه فرصت رو غنيمت ميبينه ميگه: خب كاري نداره كه عزيزم، تو حواست به مغازه باشه، من ميرم به جات تو ماشين دست به كار ميشم، اينطوري تو هم يه استراحتي ميكني!
يارو ميگه باشه قبوله من ديگه نفسم در نمياد.
خلاصه بقاله ميره تو ماشينو چون هوا تاريك بوده زنه نميفهمه كه يه مرد ديگهاس و شروع ميكنن به كشتي گرفتن!!
يهو پليس سر ميرسه و چراغ قوه رو ميندازه تو ماشين ميگه: آخه نصف شب تو ماشين زنا كردن چه معني داره؟ بقاله ميگه: آقاي پليس اين زنمه راستش!
پليسه ميگه: او ببخشيد متوجه نشدم! مرده ميگه: عيبي نداره آقاي پليس، راستش تا چراغ قوه رو ننداخته بودي تو ماشين خودمم نميدونستم كه اين زنمه!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
توضيح (اگه احيانا كسي نميدونه، اونايي كه ميدونن حمل بر جسارت نكنن لطفا، ما خيلي چاكر هستيم!!!!). STRI.PPER CLUB يه جاييه مثل كافي شاپ، فرقش اينه كه ميري تو يه دختره ( يا دوتا يا سه تا يا 4 تا يا 5 تا يا بيشتر، تعداد بستگي به حجم و محتويات كيف پول شما داره ) مياد و برات استريپ تيز ميكنه و لخت ميشه و خلاصه كلي حال ميكني، بعدش هم تا صبح شق درد داري!!!!!!!!!!!!!!!!
البته از اين كلوپها واسه خانمهاي محترم هم موجود است كه اين دفعه يه مرده (يا 2 يا 3 يا 4 يا حالا هرچندتا!!) مياد همين بازيارو در مياره واسه خانمها!!!
يه زنه، تصميم ميگيره واسه كادوي تولد شوهرش، ببرتش به يه STRIPPER CLUB ( چه زن باحالي، خدا نصيب كنه!). خلاصه ميرنو در اونجا پياده ميشن. يارو دربونه همينكه شوهررو ميبينه ميگه سلام مهرزاد (مثلا مهرزاد!!) چطوري؟ دماغت چاقه؟
زنه يه اخمي ميكنه به شوهرشو ميگه ببينم نكنه قبلا اينجا اومدي؟ مرده يه جوري خودشو جم و جو ميكنه و ميگه نه بابا اين دربونه اسمش كوروشه، ميدوني تو باشگاه انقلاب (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) مياد استخر از اونجا ميشناسمش!!!!
خلاصه ميرن تو و يه جا ميشينن. گارسونه مياد و ميگه به مهرزاد جان چطوري؟ بازم همون ماءالشعير (!!!!!!!!!!!) هميشگي رو ميخوري واست بيارم؟
خلاصه زنه ديگه خيلي شاكي ميشه. شوهره بازم كم نمياره، ميگه آخه اين زنه تو بوفهي استخر كار ميكنه ميدونه من چي دوست دارم.
يه كم ميگذره و يه دختره ( از همونايي كه ميان لخت ميشم!) مياد سر ميز و ميگه مهرزاد جان، همون رقص هميشگي رو دوست داري برات بكنم؟
زنه كه ديگه خيلي شاكي شده بوده يه دونه ميزنه در گوش مرده و ميگه اي خائن!! بعد هم كيفشو بر ميداره و ميزنه بيرون و يه تاكسي ميگيره كه برگرده خونه. شوهره هم سريع جنگي ميدوه قبل از اينكه تاكسيه راه بيافته ميپره تو ماشين.
همين طور كه داشته واسه زنش دليل و مدرك و توجيه ميآورده و زنه هم سرش جيغ و داد ميكرده، راننده هه برميگرده ميگه : مهرزاد، امشب عجب ....سِ سگ اخلاقي رو بلند كردي بابا ايول!!
|
|
|
|
| |
| |
| |
توضيح: وياگرا كه ميدونين چيه؟ يه قرصه، ميخورن، راست ميكنن ديگه هم نميخوابه!! يه دونه وياگرا بخوري 24 ساعت تمام مجبوري سكس داشته باشي، البته به اين معني نيست كه اگه وياگرا خوردي، دختر( يا پسر، فرقي نداره وياگرا مدل زنونهاش هم هست!) از درو ديوار ميريزه، مساله اينجاس كه وقتي وياگرا خورده باشي، از سوراخ كليد در هم نميگذري، در نتيجه مرتب مشغولي!
يه پيرمرده ميره دكتر، ميگه آقاي دكتر، لطفا برام 14 تا وياگرا بنويسين، از قويترين نوعش هم باشه!!
يارو دكتره پشماش فر ميخوره! ميگه چه خبره مگه حاج آقا؟ شما ماشاالله جفت پاهاتون لب گوره؟ پيره ميگه: خفه شو پدرسگ، دو تا ....سِ فوق سوپر حشري (همون قضيهي حشر زده به بشر!) توپ قراره بيان دو هفته تعطيلاتشونو تو شهر ما، قرار هم هست كه طبقه پايين خونمونو بهشون اجاره بدم!
خلاصه، نسخهشو ميگيره و ميره.
بعد از 2 هفته دوباره ميياد پيش دكتره، ميگه آقاي دكتر، لطفا برام چند كيلو آسپيرينو و استامينوفن كدئينو ايبوپروفين و ترياكو آرام بخش و هر چي كه دردو ميخوابونه بنويس. دكتره ميپرسه مگه چيشده؟ پيريه ميگه: آخه اون دو تا ...سِ بي شرف كه قرار بود بيان، نيومدن، الان مچ هر دو تا دستم از درد دارن آتيش ميگيرن!
من سابقه طولاني دارم كه از آدماي پير! خوشم نمياد! آخه هيچي نميفهمن!هميشه هم مخالفن،دير به دير هم ميرن حموم همش بو ميدن!! البته ميدونم كه خودم ممكنه يه روز پير شم، اما تا اون روز اين نهضت "خوش نيامدن از پيرا" رو ادامه ميدم! بعدش هم خدا بزرگه شايد نظرم در مورد پيرا عوض شه تا اون روز! يه توضيح فسقل هم بدم: توي ولايات خارجه، اگه يكي با ماشين خلافي چيزي كنه، پليس نگهش ميداره و براي اينكه ببين طرف مسته يانه، يه دستگاهي رو ميكنه تو دهن راننده هه، راننده هم بايد فوت كنه توي اون دستگاه، دستگاه هه هم سريع نفس يارو رو آناليز ميكنه و اگه الكل توش باشه چراغش روشن ميشه و پليسه ميبره فلان و فلان يارو راننده هه رو با هم يكي ميكنه!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
اگه ميخواين بدونين آدما منظورشون از حرفايي كه ميزنن چيه، اينو بخونين. جمله دوم، معني واقعي جمله اوله!!
خانمها:
بله=نه
نه=بله
شايد=نه
معذرت ميخوام = از كاري كه كردي پشيمون ميشي!!
ما فلان چيز رو لازم داريم = من فلان چيز رو ميخوام (اگه برام نگيري خودت مسئول عواقبشي)
اين موضوع بستگي به تصميم تو داره = فكر كنم تا حالا فهميده باشي كه تصميم من درسته و هيچ نيازي به نظرات احمقانهي تو نيست!!
هر كاري كه دوست داري بكن عزيزم = سر فرصت حسابتو ميرسم!!
بايد با هم صحبت كنيم = من ميخوام غر بزنم
فكر خوبيه، همين كار رو بكن = غلط كردي اين كار رو بكني!
من ناراحت نيستم = پس چي فكر كردي بي شعور، البته كه ناراحتم!!!
تو ظاهر مردونهاي داري = بوي عرقت خفهمون كرد، يالا برو يه دوش بگير!!
امشب خيلي مراقب مني عزيزم = تو هم كه همهي فكر و ذكرت سكسه! اه !
آشپزخونه نياز به تعميرات داره = من از اين خونه خسته شدم، به فكر يه خونهي جديد باش!!
به نظرم پردهها بايد عوض بشه = ....... و همينطور مبلمان و فرش و موكت و تلويزيون و استريو و يخجال و فريزز و تختخواب و .........
لطفا اين تابلو رو اونجا آويزون كن = مگه نشنيدي چي گفتم؟ نكنه كري؟ يالا اين تابلو رو بزن به اون ديوار!
منو دوست داري عزيزم؟ = يه ست جواهر هشت ميلون تومني ديدم، بايد برام بخريش!!
بهم بگو كه چقدر منو دوست داري و عاشقمي = امروز اون مجسمهاي كه از پدربزرگت بهت ارث رسيده بودو خيلي دوستش داشتيو شكستم!!
من يه دقيقه ديگه حاضر ميشم و راه ميافتيم = بهتره كفاشتو در بياري و بشيني پاي تلويزيون، من حالا حالاها كار داره تا حاضر شم!
به نظرت باسنم بزرگتر نشده؟ = يالا بهم بگو كه من خيلي خوشگلم!!
>
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
چند تا خانواده ميرن شمال با هم يه خونه اجاره مي كنن
شب يكي از مرد ها بر مي گرده به خانومش ميگه اينجوري كه نميشه، مثلا اومديم شمال يه حالي يه حولي. زنه ميگه زشته بابا شايد بيدار باشن. مرده ميگه آهان فهميدم تو پاشو برو آشپزخونه به بهونه آب خوردن اگر بيدار شدن كه هيچ اگر نه كه من ميام. خلاصه زنه ميره و خبري نميشه ، مرده هم همون جا دم يخچال ترتيب زنه رو ميده. بقيه خانواده هم ياد ميگرند
صبح بچه به باباش ميگه بابا ديشب از تشنگي مردم.
باباهه ميگه : خوب بچه مي رفتي آشپزخونه آب مي خوردي
بچه ميگه بابا ترسيدم بكونندم.
میدونین مردها بعد از س_س چی کار میکنن؟
۸٪ سیگار میکشن
۶٪ دوش میگیرن
۵٪ میخوابن
۸۱٪میرن خونشون
آخونده بالا منبر داشته میزریده(نمی ریده صحبت میکرده) بعد یه بچه بسیجی عکس --یر میده بهش و آخونده میگه این برادرمون واسه مادرشون التماس دعا داره
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
سوال و جواب های زير لهافی |
سئوال یک- من خیلی غیرتی هستم و دوست ندارم غیر از ک_ر من حتی کا.ندوم هم داخل سوراخ
خانمم برود چیکار کنم ؟
جواب- من هم اول ازدواج مثل شما بودم ولی بعد از مدتیکه 1000 تا بچه دورو برم پر شد بی خیال
سوراخ خانوم شدم شما هم اگه دوست دارین همینطوری ادامه بدهید ولی بعد از چند سال باید
همین خانومتون رو بفرستین جند.گی تا خرج بچه ها در بیاد
سئوال دوم- با سلام من یک گ.ی 21 ساله هستم متاسفانه بر اثر انجام س.ک.س زیاد با همجنسم
سوراخ مقعدم بد جوری زخم شده آیا راهی برای درمان آن وجود دارد
جواب- بعله عزیزم شما یه سر برین قزوین این جور زخمها اونجا جزو عمل های زیبایی به حساب می
آید و سر سه سوت عین اولش براتون درست میکنن
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
مقدار مصرف انرژی موقع س.ک.س
درآوردن لباسهای خانم:
- با اجازه ۱۲ کالری
- به زور ۱۸۷ کالری
بازکردن کر.ست:
- با ۲ دست ۸ کالری
- با ۱ دست ۱۲ کالری
- بادندون ۸۵ کالری
گذاشتن کا.ندوم:
- اگر راست باشد ۶ کالری
- اگر خواب باشد ۳۱۵ کالری
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
زنه میره دکتر، میگه: آقای دکتر من کنار رونم خال داره. دکتره میاد معاینه کنه، تا دست میزنه خاله پاک میشه. چند وقت بعد دوباره همون زنه میاد، میگه: آقای دکتر من کنار رونم خال داره. بازم تا دکتره دست میماله، خاله پاک میشه. خلاصه چند بار این قضیه تکرار میشه، تا اینکه دکتره یه بار میگه: ببخشید خانم، شوهر شما نجاره؟ زنه میگه: آره،چطور مگه؟ دکتره میگه: بهش بگین ازین به بعد وقتی میخواد ساک بزنه، مدادشو از پشت گوشش ور داره!
تو جنگل یه روباهه داشته به تاخت در میرفته. ازش میپرسن: واسه چی فرار میکنی؟ میگه: آخه شیر یک قانون گذاشته، هر کی سه تا تخم داشته باشه، یکیشو میبرند! بهش میگن: خوب تو چرا فرار میکنی؟ توکه دو تا داری! میگه: آخه اول میبرن، بعد میشمارن!!!
دوتا خانومه نشسته بودن تو تاکسی، همینجور داشتند از هر دری صحبت میکردند. یکیشون بر میگرده به اونیکی میگه، شما شغلتون چیه؟ یارو جواب میده: والله من کارم نسبتا راحته، صبح پا میشم صبحونه میخورم، میرم بیرون یک دوری اطراف میزنم، میام خونه دوش میگیرم، دوباره میرم بیرون،یک مقدار تو خیابون پرسه میزنم، میام خونه دوش میگیرم، بعد ناهار میخورم، میرم بیرون یک مقدار میگردم، دوباره میام خونه یک دوش میگیرم، بعد میرم باز چند ساعت قدم میزنم، بر میگردم خونه دوش میگیرم، میخوابم... شما شغلتون چیه؟ اونیکی زنه جواب میده: والله منم مثل شما جن.دم، منتها اینقدر وسواس ندارم!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
دختره از معلم زیستشناسیش میپرسه: چرا چشمای گاو همیشه خماره؟ معلمه یک نگاهی بهش میکنه، میگه: عزیزم اگه پستونای تو رو هم روزی سه ساعت بمالند ولی نکننت، چشات به همون خماری میشه!!!
زنه سوزشِ ادرار داشته، میره دکتر. دکتر بهش میگه باید یک لگن آب کنی بعد یک قاشق سرکه بریزی بعدم یک ساعت بشینی توش. فرداش زنه با حال زار میره پیش دکتره، میگه: آقای دکتر پدرم درومد، هزار بار سوزشش بیشتر شد! دکتره میپرسه: هر کاری گفته بودم کردی؟ زنه میگه آره بابا، یک لگن سرکه ریختم، بعد یک قاشق آب ریختم بعدم یک ساعت نشستم توش! دکتره میگه: من گفتم یک لگن آب کن یک قاشق سرکه بریز توش ، نگفتم که ترشی ک- درست کن!!!
زنه میره دکتر، میگه: اقای دکتر کمکم کنید، من هرکار میکنم نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم، همش میخوام بدم! دکتره میگه: خوب خانم تو سن شما این طبیعیه! شما باید ازدواج کنید. زنه میگه: آقای دکتر الان چهارساله ازدواج کردم، ولی کمکی نمیکنه، هنوز همش میخوام بدم! دکتره میگه: خوب بعضی موارد پیش مید که هورمونهای جنسی زیاد فعالیت میکنند، شما سعی کنید یک دوست پسر پیدا کنید تا ارضاتون کنه. زنه میگه: والله آقای دکتر، 15 تا دوست پسر دارم، ولی کافی نیست، باز همیشه میخوام بدم! دکتره کف میکنه، میگه: خوب در موارد خیلی نادر، عواطف فامیلی باعث میشه فرد به ارضای جنسی نرسه. شما سعی کنید با یکی دو تا از اهالی فامیل رابطه صمیمیتر برقرار کنید. زنه میگه: والله آقای دکتر، با همة مردای فامیل رابطه دارم، ولی بازم کافی نیست، همش دلم میخواد بدم! دکتره شاکی میشه، داد میزنه: خانم شما مریضید!! زنه میگه: قربون دهنت آقای دکتر! اینو به شوهرم بگید که صبح تا شب میگه من ج.ندم!!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
پاول زنگ میزنه خونه خامنه ای میگه سلام من پاولم.خامنه ای میگه منم دست ولم!
یک ترکه دماغش را می کشه بالا چشماش سبز میشه!
آخونده را میزارن داور بازی،علی دایی می شوته و توپ از کنار دروازه میره اوت.آونده میگه گل!میگن اینکه گل نشد.میگه چون نیتش گل بوده پس مقبول هست!!
ترکه با یک آمریکایی و یه انگلیسی سوار هواپیما میشه.به مدت میگذره یک مهماندار با شرت و کر.ست میاد جلوشون سفارش غذا بگیره.آمریکاییه بین سینه های مهماندار رو بوس میکنه.انگلیسسه روی شرت مهماندار را بوس میکنه و به ترکه که میرسه یک دفعه مهماندار را می خوابونه روی زمین و شروع می کنه به کردن!خلاصه کار به دادگاه می کشه و از آمریکاییه می پرسند تو چرا اینکار را کردی؟میگه مهماندار یک گردنبند صلیب گردنش داشت،من خواستم اون را ببوسم.به انگلیسیه میگن تو چرا اینکار را کردی؟میگه من دیدم عکس پرچم انگلیس روی شرتش هست.اون را بوس کردم و به ترکه میگن تو چرا کردیش؟میگه من دیدم پرچم دسته نداره گفتم براش دسته بگزارم!!
قزوینیه پسره رو بند کرده بود و آورده بود خونه،نمی دونسته چطوری سر حرف را باز کنه خلاصه زنگ میزنن و یارو میره در رو باز میکنه از چند دقیقه با اخم میاد تو.پسره میگه چی شده.قزوینیه میگه هیچی بچه همسایه بود.میگه بابام گفت یه دبه تف بدین مهمون داریم.میخوایم بکنیمش.نمیگن ما خودمون هم مهمون داریم!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
P اگه حامله بشه میشه B
I اگه ازدواج کنه میشه H
O اگه تغییر جنسیت بده میشه Q
o اگه بره قزوین میشه O
v اگه یه عکس ناجور ببینه میشه Y
از اونجا كه تو مملكت آمريكا، مثل ما تكنولوژي ماشيني ندارن، هنوز پليس اسبسوار تو خيابونا ميچرخه و ميتونين گهگاهي برين با دمش بازي كنين.
يه روز يكي از همين پليسها سر يه چهارراهي وايساده بوده سوار اسب! يهو يه پسربچهي 7-8 ساله با يه موتور كوچولوي نو و براق پيداش ميشه.
پليسه كه ميبينه موتوره خيلي نو و صفره، به پسره ميگه: پسر كوچولو موچولو، اين موتور رو بابا نوئل بهت داده؟
پسره هم واسه اين كه نزنه تو ذوق پليسه ميگه آره!
پليسه ميگه: خب، پس اين قبض جريمهي 20 دلاري رو هم من بهت ميدم كه دفعهي ديگه يادت نره پلاكشو بهش وصل كني!
پسرههم كه حسابي پكر شده بوده، در حالي كه داشته برگ جريمه رو ميگرفته ميگه: آقاي پليس اسب سوار(!) اين اسب رو بابا نوئل به شما اعطا نموده؟ پليسه هم يه لبخندي از روي مهر و محبت پدري...اِ يعني قزويني...ميزنه و ميگه آره پسرم، بابا نوئل اينو داده بهم!
پسره ميگه: خب پس از دفعهي ديگه كه خواست بهت اسب بده بهش بگو كه دول اسبه رو عوض اينكه رو زينش بنشونه و لباس پليس تنش كنه، از زير تخماش آويزون كنه!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |