| |
يه روز يه لره توي بيمارستان سوار آسانسور مي شه از قضا يه خانم پرستاره هم توي آسانسور بوده پرستاره چشش لررو مي گيره و سينشو واميكنه وميچسبه به لره ميگه ببينم ميتوني يه كاري كني كه من احساس كنم زنم ، لره هم سريع لباساشو درمياره ميگه ور دار ببر اينا رو بشور يه روز يه خانومه داشته با اتوبوس مسافرت ميكرده خانومه يه باد ازش ول ميشه وهمه نگاه ميكنن يه لره جلوتر نشسته بوده وجريانرا كه ميبينه مگيه ببخشيد من بودم وميشينه بعد از چند دقيقه خانومه ازش تشكر ميكنه وميگه شما آبرويه من را خريديد اين آدرس منه شوهرم ريس فلان كارخانه ست ميگم اگه خواستي يه كارخوب بهت بده لره كه بيكار بود يهو خوشحال ميشه وبلند ميشه وميگه آقايون خانوما از اينجا به بعد هر چي اين خانوم گوزيد پا ي حساب من لره مياد تهران ميبينه همه آستين کوتاه پوشيدن، ميگه: عجب، پس اينا دماغشونو با چي پاک ميکنن؟ لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بي يك روز يه لر مي گوزد كمرش رگ به رگ مي شود لره به تركه ميگه: نميدونم چرا از س_س سير نميشم، تركه ميگه: بزار لاي بربري سير ميشي لره میره جهنم بهش میگن ۵۳/۴۸۳ رکعت نماز بدهکاری! میگه : ۴۸۳ رکعت قبول ولی اون ۵۳صدم واسه چیه ؟ میگن به خاطر کوسینوس زاویه انحراف از قبله هست يه روز يه لر مي ره مخابرات وقتي نوبتش مي شه مسئول مي گه كه لر بره كابين آخر . بعد از كابين آخر دستشويي بوده لره مي ره تو دستشويي دسته سيفون رو به جاي گوشي مي گيره ميگه الو بوآ بوت مياد ولي صدات نمياد
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
يه پسره با دوست دخترش رفته بودن كافي پاپ( آره درسته اسمش كافي پاپه، تازه باز شده سر دولت! آره عزيزم، درست خوندي، سر دولت! سر دول تو يه كافيشاپ باز شده! بيكار نشين ازشون حق جاكشي بگير!)
آخر شب بوده ساعت 2 ، پسره هم كه لاس خشكههاشو زده بوده، با معرفت بازي در مياره و عوض اينكه دختره رو دكش كنه، مياره دختره رو در خونهشون ميرسونه. بعد همينطور كه داشته دختره رو تا دم در همراهي ميكرده، يهو به دلايل فلسفي راست ميكنه!!
خلاصه، دختره كه ميخواسته بره تو، پسره مياد دستشو ميذاره رو درو جلوي دختره رو ميگيره ميگه: خدا وكيلي، من كلي امشب حال دادم بهت، بيا و يه ساكي بزن واسه ما!
خلاصه از پسره اصرارو از دختره هم مخالفت! تو همين بين، خواهر دختره مياد پايين و درو باز ميكنه در حالي كه چشاشو ميماليده، خواب آلود به خواهرش ميگه: بابا منو فرستاد كه بهت بگم يا همين الان واسه اين حرومزاده ساك ميزني، يا من بزنم، يا اينكه اصلا خودش مياد ميزنه، فقط به اين دوست پسر بيشرفت بگو دستشو از رو زنگ در برداره ميخوايم بخوابيم!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه نوعروس باكره، شب زفاف به شوهرش ميگه: عزيزم، ميدوني كه من تا حالا س_س نداشتم و نميدونم بايد چيكار كنم. لطفا منو راهنمايي كن.
شوهره ميگه: خب، بذاز اينطوري بگم: اين كوچولو كه اينجا به من آويزونه، يه زندانيه، اون دروازهي بهشت هم كه لاي پاهاي توئه، زندانه. تنها كاري كه ما بايد بكنيم اينه كه اين زنداني رو بچپونيم تو زندان!!
خلاصه مشغول ميشن. كارشون كه تموم ميشه، زنه كه تازه خوشش اومده بوده (!!) يه قري مياد واشه شوهرشو ميگه عزيزم مثل اينكه اين زنداني ناقلا از زندان در رفته دوباره. شوهره هم كه هنوز حشري بوده (اينجاس كه ميگن حشر زده به بشر!!!) دوباره مشغول ميشه.
كارشون كه تموم ميشه، مرده ديگه ان و چسش با هم قاطي شده بوده!!!! اما زنه تازه رو اومده بوده!! دوباره بر ميگرده ميگه عزيزم اين زندانيه كه بازم در رفت كه پدر سگ!!! خلاصه مردهام ديگه تو رو دروايسي ميمونه و به هر بدبختي كه شده ميره واسهي روند سوم.
روند سوم كه تموم ميشه، ديگه مرده از خستگي فرق كلنگ و دمپايي رو تشخيص نميداده. اما زنه باز دوباره ميگه كه اين زندانيه كه بازم بيرونه كه.
مرده كه ديده چشاش جايي رو نميديده ميگه: به تخمم كه بيرونه، بدبخت محكوم به حبس ابد نيست كه اااااااااه!!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
سه تا زن سوار يه هواپيما بودن. يهو خلبان ميگه: مسافران عزيز، بحمدالله موتورهاي هواپيما از كار افتاده، سيستم كنترل هم خراب شده، آمپر بنزين هم كار نميكنه، منم سرما خوردم، خلاصه كون همهمون پارهاس، اما با اين وجود، آرامش خودتونو حفظ كنين ، من هم سعي ميكنم هواپيما رو يه جوري فرود بيارم كه حداقل پارگي از كونتون به جاي ديگهتون نرسه!!!
يكي از زنا كه از قضا بچه مايهدار هم بوده، سريع هر چي طلا جواهر داشته در مياره آويزون ميكنه.اون دوتاي ديگه ميپرسن چيكار ميكني؟ ميگه وقتي كه هواپيما فرود اومد، ماموراي نجات وقتي اين جواهراي منو ببينن ميفهمن كه من پول و پله زياد دارم، اول منو نجات ميدن و بهم كمك ميكنن.
زن دوميه (كه از قضا بر و رويي هم داشته و به قول معروف –ُس خوبي بوده ) سريع پيرهن ميرهنو در مياره و پرو پستونو ميريزه بيرون (ايووووووووول!) ميگن چيكار ميكني؟ ميگه وقتي ببينن من چه سينههاي خوشگل ماماني دارم اول منو نجات ميدن!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
يه مرده ميره تو بقالي و در حالي كه زبونش خشك شده بوده ميگه: آقا 6 تا آب معدني بده! ميگيره و همشو ميخوره!
يارو صاب مغازههه كف ميكنه ميگه حتما خيلي تشنهات بود. مرده ميگه: آخه خبر نداري، يه زنه رو دارم تو ماشينم ترتيبشو ميدم، مگه كوتاه مياد؟ تا حالا سه باز كردمش از تشنگي دارم ميميرم! صاب مغازههه فرصت رو غنيمت ميبينه ميگه: خب كاري نداره كه عزيزم، تو حواست به مغازه باشه، من ميرم به جات تو ماشين دست به كار ميشم، اينطوري تو هم يه استراحتي ميكني!
يارو ميگه باشه قبوله من ديگه نفسم در نمياد.
خلاصه بقاله ميره تو ماشينو چون هوا تاريك بوده زنه نميفهمه كه يه مرد ديگهاس و شروع ميكنن به كشتي گرفتن!!
يهو پليس سر ميرسه و چراغ قوه رو ميندازه تو ماشين ميگه: آخه نصف شب تو ماشين زنا كردن چه معني داره؟ بقاله ميگه: آقاي پليس اين زنمه راستش!
پليسه ميگه: او ببخشيد متوجه نشدم! مرده ميگه: عيبي نداره آقاي پليس، راستش تا چراغ قوه رو ننداخته بودي تو ماشين خودمم نميدونستم كه اين زنمه!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
توضيح (اگه احيانا كسي نميدونه، اونايي كه ميدونن حمل بر جسارت نكنن لطفا، ما خيلي چاكر هستيم!!!!). STRI.PPER CLUB يه جاييه مثل كافي شاپ، فرقش اينه كه ميري تو يه دختره ( يا دوتا يا سه تا يا 4 تا يا 5 تا يا بيشتر، تعداد بستگي به حجم و محتويات كيف پول شما داره ) مياد و برات استريپ تيز ميكنه و لخت ميشه و خلاصه كلي حال ميكني، بعدش هم تا صبح شق درد داري!!!!!!!!!!!!!!!!
البته از اين كلوپها واسه خانمهاي محترم هم موجود است كه اين دفعه يه مرده (يا 2 يا 3 يا 4 يا حالا هرچندتا!!) مياد همين بازيارو در مياره واسه خانمها!!!
يه زنه، تصميم ميگيره واسه كادوي تولد شوهرش، ببرتش به يه STRIPPER CLUB ( چه زن باحالي، خدا نصيب كنه!). خلاصه ميرنو در اونجا پياده ميشن. يارو دربونه همينكه شوهررو ميبينه ميگه سلام مهرزاد (مثلا مهرزاد!!) چطوري؟ دماغت چاقه؟
زنه يه اخمي ميكنه به شوهرشو ميگه ببينم نكنه قبلا اينجا اومدي؟ مرده يه جوري خودشو جم و جو ميكنه و ميگه نه بابا اين دربونه اسمش كوروشه، ميدوني تو باشگاه انقلاب (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) مياد استخر از اونجا ميشناسمش!!!!
خلاصه ميرن تو و يه جا ميشينن. گارسونه مياد و ميگه به مهرزاد جان چطوري؟ بازم همون ماءالشعير (!!!!!!!!!!!) هميشگي رو ميخوري واست بيارم؟
خلاصه زنه ديگه خيلي شاكي ميشه. شوهره بازم كم نمياره، ميگه آخه اين زنه تو بوفهي استخر كار ميكنه ميدونه من چي دوست دارم.
يه كم ميگذره و يه دختره ( از همونايي كه ميان لخت ميشم!) مياد سر ميز و ميگه مهرزاد جان، همون رقص هميشگي رو دوست داري برات بكنم؟
زنه كه ديگه خيلي شاكي شده بوده يه دونه ميزنه در گوش مرده و ميگه اي خائن!! بعد هم كيفشو بر ميداره و ميزنه بيرون و يه تاكسي ميگيره كه برگرده خونه. شوهره هم سريع جنگي ميدوه قبل از اينكه تاكسيه راه بيافته ميپره تو ماشين.
همين طور كه داشته واسه زنش دليل و مدرك و توجيه ميآورده و زنه هم سرش جيغ و داد ميكرده، راننده هه برميگرده ميگه : مهرزاد، امشب عجب ....سِ سگ اخلاقي رو بلند كردي بابا ايول!!
|
|
|
|
| |
| |
| |
توضيح: وياگرا كه ميدونين چيه؟ يه قرصه، ميخورن، راست ميكنن ديگه هم نميخوابه!! يه دونه وياگرا بخوري 24 ساعت تمام مجبوري سكس داشته باشي، البته به اين معني نيست كه اگه وياگرا خوردي، دختر( يا پسر، فرقي نداره وياگرا مدل زنونهاش هم هست!) از درو ديوار ميريزه، مساله اينجاس كه وقتي وياگرا خورده باشي، از سوراخ كليد در هم نميگذري، در نتيجه مرتب مشغولي!
يه پيرمرده ميره دكتر، ميگه آقاي دكتر، لطفا برام 14 تا وياگرا بنويسين، از قويترين نوعش هم باشه!!
يارو دكتره پشماش فر ميخوره! ميگه چه خبره مگه حاج آقا؟ شما ماشاالله جفت پاهاتون لب گوره؟ پيره ميگه: خفه شو پدرسگ، دو تا ....سِ فوق سوپر حشري (همون قضيهي حشر زده به بشر!) توپ قراره بيان دو هفته تعطيلاتشونو تو شهر ما، قرار هم هست كه طبقه پايين خونمونو بهشون اجاره بدم!
خلاصه، نسخهشو ميگيره و ميره.
بعد از 2 هفته دوباره ميياد پيش دكتره، ميگه آقاي دكتر، لطفا برام چند كيلو آسپيرينو و استامينوفن كدئينو ايبوپروفين و ترياكو آرام بخش و هر چي كه دردو ميخوابونه بنويس. دكتره ميپرسه مگه چيشده؟ پيريه ميگه: آخه اون دو تا ...سِ بي شرف كه قرار بود بيان، نيومدن، الان مچ هر دو تا دستم از درد دارن آتيش ميگيرن!
من سابقه طولاني دارم كه از آدماي پير! خوشم نمياد! آخه هيچي نميفهمن!هميشه هم مخالفن،دير به دير هم ميرن حموم همش بو ميدن!! البته ميدونم كه خودم ممكنه يه روز پير شم، اما تا اون روز اين نهضت "خوش نيامدن از پيرا" رو ادامه ميدم! بعدش هم خدا بزرگه شايد نظرم در مورد پيرا عوض شه تا اون روز! يه توضيح فسقل هم بدم: توي ولايات خارجه، اگه يكي با ماشين خلافي چيزي كنه، پليس نگهش ميداره و براي اينكه ببين طرف مسته يانه، يه دستگاهي رو ميكنه تو دهن راننده هه، راننده هم بايد فوت كنه توي اون دستگاه، دستگاه هه هم سريع نفس يارو رو آناليز ميكنه و اگه الكل توش باشه چراغش روشن ميشه و پليسه ميبره فلان و فلان يارو راننده هه رو با هم يكي ميكنه!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
اگه ميخواين بدونين آدما منظورشون از حرفايي كه ميزنن چيه، اينو بخونين. جمله دوم، معني واقعي جمله اوله!!
خانمها:
بله=نه
نه=بله
شايد=نه
معذرت ميخوام = از كاري كه كردي پشيمون ميشي!!
ما فلان چيز رو لازم داريم = من فلان چيز رو ميخوام (اگه برام نگيري خودت مسئول عواقبشي)
اين موضوع بستگي به تصميم تو داره = فكر كنم تا حالا فهميده باشي كه تصميم من درسته و هيچ نيازي به نظرات احمقانهي تو نيست!!
هر كاري كه دوست داري بكن عزيزم = سر فرصت حسابتو ميرسم!!
بايد با هم صحبت كنيم = من ميخوام غر بزنم
فكر خوبيه، همين كار رو بكن = غلط كردي اين كار رو بكني!
من ناراحت نيستم = پس چي فكر كردي بي شعور، البته كه ناراحتم!!!
تو ظاهر مردونهاي داري = بوي عرقت خفهمون كرد، يالا برو يه دوش بگير!!
امشب خيلي مراقب مني عزيزم = تو هم كه همهي فكر و ذكرت سكسه! اه !
آشپزخونه نياز به تعميرات داره = من از اين خونه خسته شدم، به فكر يه خونهي جديد باش!!
به نظرم پردهها بايد عوض بشه = ....... و همينطور مبلمان و فرش و موكت و تلويزيون و استريو و يخجال و فريزز و تختخواب و .........
لطفا اين تابلو رو اونجا آويزون كن = مگه نشنيدي چي گفتم؟ نكنه كري؟ يالا اين تابلو رو بزن به اون ديوار!
منو دوست داري عزيزم؟ = يه ست جواهر هشت ميلون تومني ديدم، بايد برام بخريش!!
بهم بگو كه چقدر منو دوست داري و عاشقمي = امروز اون مجسمهاي كه از پدربزرگت بهت ارث رسيده بودو خيلي دوستش داشتيو شكستم!!
من يه دقيقه ديگه حاضر ميشم و راه ميافتيم = بهتره كفاشتو در بياري و بشيني پاي تلويزيون، من حالا حالاها كار داره تا حاضر شم!
به نظرت باسنم بزرگتر نشده؟ = يالا بهم بگو كه من خيلي خوشگلم!!
>
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
چند تا خانواده ميرن شمال با هم يه خونه اجاره مي كنن
شب يكي از مرد ها بر مي گرده به خانومش ميگه اينجوري كه نميشه، مثلا اومديم شمال يه حالي يه حولي. زنه ميگه زشته بابا شايد بيدار باشن. مرده ميگه آهان فهميدم تو پاشو برو آشپزخونه به بهونه آب خوردن اگر بيدار شدن كه هيچ اگر نه كه من ميام. خلاصه زنه ميره و خبري نميشه ، مرده هم همون جا دم يخچال ترتيب زنه رو ميده. بقيه خانواده هم ياد ميگرند
صبح بچه به باباش ميگه بابا ديشب از تشنگي مردم.
باباهه ميگه : خوب بچه مي رفتي آشپزخونه آب مي خوردي
بچه ميگه بابا ترسيدم بكونندم.
میدونین مردها بعد از س_س چی کار میکنن؟
۸٪ سیگار میکشن
۶٪ دوش میگیرن
۵٪ میخوابن
۸۱٪میرن خونشون
آخونده بالا منبر داشته میزریده(نمی ریده صحبت میکرده) بعد یه بچه بسیجی عکس --یر میده بهش و آخونده میگه این برادرمون واسه مادرشون التماس دعا داره
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
سوال و جواب های زير لهافی |
سئوال یک- من خیلی غیرتی هستم و دوست ندارم غیر از ک_ر من حتی کا.ندوم هم داخل سوراخ
خانمم برود چیکار کنم ؟
جواب- من هم اول ازدواج مثل شما بودم ولی بعد از مدتیکه 1000 تا بچه دورو برم پر شد بی خیال
سوراخ خانوم شدم شما هم اگه دوست دارین همینطوری ادامه بدهید ولی بعد از چند سال باید
همین خانومتون رو بفرستین جند.گی تا خرج بچه ها در بیاد
سئوال دوم- با سلام من یک گ.ی 21 ساله هستم متاسفانه بر اثر انجام س.ک.س زیاد با همجنسم
سوراخ مقعدم بد جوری زخم شده آیا راهی برای درمان آن وجود دارد
جواب- بعله عزیزم شما یه سر برین قزوین این جور زخمها اونجا جزو عمل های زیبایی به حساب می
آید و سر سه سوت عین اولش براتون درست میکنن
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
مقدار مصرف انرژی موقع س.ک.س
درآوردن لباسهای خانم:
- با اجازه ۱۲ کالری
- به زور ۱۸۷ کالری
بازکردن کر.ست:
- با ۲ دست ۸ کالری
- با ۱ دست ۱۲ کالری
- بادندون ۸۵ کالری
گذاشتن کا.ندوم:
- اگر راست باشد ۶ کالری
- اگر خواب باشد ۳۱۵ کالری
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
زنه میره دکتر، میگه: آقای دکتر من کنار رونم خال داره. دکتره میاد معاینه کنه، تا دست میزنه خاله پاک میشه. چند وقت بعد دوباره همون زنه میاد، میگه: آقای دکتر من کنار رونم خال داره. بازم تا دکتره دست میماله، خاله پاک میشه. خلاصه چند بار این قضیه تکرار میشه، تا اینکه دکتره یه بار میگه: ببخشید خانم، شوهر شما نجاره؟ زنه میگه: آره،چطور مگه؟ دکتره میگه: بهش بگین ازین به بعد وقتی میخواد ساک بزنه، مدادشو از پشت گوشش ور داره!
تو جنگل یه روباهه داشته به تاخت در میرفته. ازش میپرسن: واسه چی فرار میکنی؟ میگه: آخه شیر یک قانون گذاشته، هر کی سه تا تخم داشته باشه، یکیشو میبرند! بهش میگن: خوب تو چرا فرار میکنی؟ توکه دو تا داری! میگه: آخه اول میبرن، بعد میشمارن!!!
دوتا خانومه نشسته بودن تو تاکسی، همینجور داشتند از هر دری صحبت میکردند. یکیشون بر میگرده به اونیکی میگه، شما شغلتون چیه؟ یارو جواب میده: والله من کارم نسبتا راحته، صبح پا میشم صبحونه میخورم، میرم بیرون یک دوری اطراف میزنم، میام خونه دوش میگیرم، دوباره میرم بیرون،یک مقدار تو خیابون پرسه میزنم، میام خونه دوش میگیرم، بعد ناهار میخورم، میرم بیرون یک مقدار میگردم، دوباره میام خونه یک دوش میگیرم، بعد میرم باز چند ساعت قدم میزنم، بر میگردم خونه دوش میگیرم، میخوابم... شما شغلتون چیه؟ اونیکی زنه جواب میده: والله منم مثل شما جن.دم، منتها اینقدر وسواس ندارم!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
میدونی شماره یه دختر ایده ال برای پسر ها چنده ؟ ۶۰۷۰۹۰۲۰۰ می دونی چرا ؟ ۶۰ : دور کـمر ۷۰ : سایز سـو.تین ۹۰ : دور سـینه ۲۰ : سن ۰ : آی کیو ! آخونده داشته ترتيب يك بدبختي رو ميداده، يهو منكرات ميريزن، ميبرنشون دادگاه ويژه روحانيت. خلاصه دادگاه تشكيل ميشه و آخري قاضيه حكم ميكنه كه آخونده بايد بيست ضربه شلاق بخوره، اونيكي صد و بيست ضربه! اون بدبختي كه كونش گذاشته شده بوده شاكي ميشه، ميگه: حاج آقا! اين مرتيكه ترتيب مارو داده، چرا من بايد شيش برابر شلاق بخورم؟! قاضيه ميگه: حكم تو بيست ضربش مال عمل لواطه، صد ضربش بخاطرِ پشت كردن به روحانيت رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟! رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست. پسره يهو هول ميكنه، ميگه: ااا…بابايي… يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟! بچهه با باباش مي ره حموم يه دفعه صابون زير پاش مي مونه و مياد با مخ بخوره زمين که از معامله بابش مي گيره و نمي خوره زمين باباش مي گه خوبه با من اومدي حموم، وگرنه اگه با مامانت بودي که ضربه مغزي مي شدی.
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
دختره از معلم زیستشناسیش میپرسه: چرا چشمای گاو همیشه خماره؟ معلمه یک نگاهی بهش میکنه، میگه: عزیزم اگه پستونای تو رو هم روزی سه ساعت بمالند ولی نکننت، چشات به همون خماری میشه!!!
زنه سوزشِ ادرار داشته، میره دکتر. دکتر بهش میگه باید یک لگن آب کنی بعد یک قاشق سرکه بریزی بعدم یک ساعت بشینی توش. فرداش زنه با حال زار میره پیش دکتره، میگه: آقای دکتر پدرم درومد، هزار بار سوزشش بیشتر شد! دکتره میپرسه: هر کاری گفته بودم کردی؟ زنه میگه آره بابا، یک لگن سرکه ریختم، بعد یک قاشق آب ریختم بعدم یک ساعت نشستم توش! دکتره میگه: من گفتم یک لگن آب کن یک قاشق سرکه بریز توش ، نگفتم که ترشی ک- درست کن!!!
زنه میره دکتر، میگه: اقای دکتر کمکم کنید، من هرکار میکنم نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم، همش میخوام بدم! دکتره میگه: خوب خانم تو سن شما این طبیعیه! شما باید ازدواج کنید. زنه میگه: آقای دکتر الان چهارساله ازدواج کردم، ولی کمکی نمیکنه، هنوز همش میخوام بدم! دکتره میگه: خوب بعضی موارد پیش مید که هورمونهای جنسی زیاد فعالیت میکنند، شما سعی کنید یک دوست پسر پیدا کنید تا ارضاتون کنه. زنه میگه: والله آقای دکتر، 15 تا دوست پسر دارم، ولی کافی نیست، باز همیشه میخوام بدم! دکتره کف میکنه، میگه: خوب در موارد خیلی نادر، عواطف فامیلی باعث میشه فرد به ارضای جنسی نرسه. شما سعی کنید با یکی دو تا از اهالی فامیل رابطه صمیمیتر برقرار کنید. زنه میگه: والله آقای دکتر، با همة مردای فامیل رابطه دارم، ولی بازم کافی نیست، همش دلم میخواد بدم! دکتره شاکی میشه، داد میزنه: خانم شما مریضید!! زنه میگه: قربون دهنت آقای دکتر! اینو به شوهرم بگید که صبح تا شب میگه من ج.ندم!!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
پاول زنگ میزنه خونه خامنه ای میگه سلام من پاولم.خامنه ای میگه منم دست ولم!
یک ترکه دماغش را می کشه بالا چشماش سبز میشه!
آخونده را میزارن داور بازی،علی دایی می شوته و توپ از کنار دروازه میره اوت.آونده میگه گل!میگن اینکه گل نشد.میگه چون نیتش گل بوده پس مقبول هست!!
ترکه با یک آمریکایی و یه انگلیسی سوار هواپیما میشه.به مدت میگذره یک مهماندار با شرت و کر.ست میاد جلوشون سفارش غذا بگیره.آمریکاییه بین سینه های مهماندار رو بوس میکنه.انگلیسسه روی شرت مهماندار را بوس میکنه و به ترکه که میرسه یک دفعه مهماندار را می خوابونه روی زمین و شروع می کنه به کردن!خلاصه کار به دادگاه می کشه و از آمریکاییه می پرسند تو چرا اینکار را کردی؟میگه مهماندار یک گردنبند صلیب گردنش داشت،من خواستم اون را ببوسم.به انگلیسیه میگن تو چرا اینکار را کردی؟میگه من دیدم عکس پرچم انگلیس روی شرتش هست.اون را بوس کردم و به ترکه میگن تو چرا کردیش؟میگه من دیدم پرچم دسته نداره گفتم براش دسته بگزارم!!
قزوینیه پسره رو بند کرده بود و آورده بود خونه،نمی دونسته چطوری سر حرف را باز کنه خلاصه زنگ میزنن و یارو میره در رو باز میکنه از چند دقیقه با اخم میاد تو.پسره میگه چی شده.قزوینیه میگه هیچی بچه همسایه بود.میگه بابام گفت یه دبه تف بدین مهمون داریم.میخوایم بکنیمش.نمیگن ما خودمون هم مهمون داریم!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
ترکه میره دکتر میگه: آقای دکتر من و خانومم بلد نیستیم با هم ازون روابط برقرارکنیم! دکتره میگه: جانم این که کاری نداره، (همون موقع دو تا گربه رو میبینه که تو خیابون سخت مشغولند) میگه: مثلا اون دو تا گربه رو تو خیابون نگاه کن، ببین نره واستاده پشت، مادهه واستاده جلو و... خلاصه اساس کار رو توضیح میده. بعد از یک مدت، دکتره ترکه رو تو خیابون میبینه، ازش میپرسه: خوب معاشقه خوب پبش میره؟ ترکه میگه: خیلی عالیه آقای دکتر. فقط من نمیدونم چرا هروقت ما میایم یک کاری بکنیم، مردم جمع میشند، دست میزنند، صوت میکشند!
پسره خیلی تخس بوده و دهن بابا ننه و در و همسایه رو سرویس کرده بوده. خلاصه آخرش مامانش شاکی میشه میبردش پیش یه روان شناس که از قضا از همشهریای آذربایجانی بوده. میگه: آقای دکتر این پسر من خیلی اذیت میکنه، پدر مارو دراورده، اصلا حرف گوش نمیده، زده تلویزیون رو خراب کرده، شیشه همسایه رو شکسته، ماشین صاحب خونه رو آتیش زده. دکتره میگه: خانم شما برین روی اون تخت لخت شین تا ببینیم چیکارش میتونیم بکنیم! زنه میگه: آقای دکتر من گفتم پسرم شیطونه شما میخواین منو معاینه کنید؟ دکتره میگه: خانم شما بفرمایید لخت شین! بنده چهل و پنج ساله که پزشک روانشناسم. زنه باز میگه: آقای دکتر! شما مثل اینکه متوجه نشدید، من میگم پسرم اذیت میکنه. دکتره میگه: بله خودم میدونم ولی همچین بچه ای رو باید مادرشو گا_ید!
تو سبزهوار یک آخوند خالی بندی بوده که تعصب خاصی هم به حضرت عباس داشته. این بابا هرسال سر ماه محرم بالای منبر یک دروغ شاخدار میگفته و آبروی مسجد رو میبرده. یک بار قرار بوده واسه محرم بره بالای منبر، شب قبلش ریش سفیدای مسجد جمع میشن، میگن چی کار کنیم؟ این باز میره سرمنبر خالی میبنده، آبروی ما رو میبره. آخرش قرار میشه که یه نخ ببندن به خایههای طرف، هر وقت خیلی ضایع کرد، نخه رو بکشند تا حواسشو جمع کنه و حرفشو درست کنه. خلاصه فردا شب میره سرمنبر و شروع میکنه به خطابه. یخورده که میگذره دور برش میداره و میگه:...آره حضرت عباس شمشیرش رو کشید ده میلیون آدم رو کشت! ملت پشت صحنه زود نخه رو میکشن، میگه یه میلیون نفر، باز میکشن، میگه صدهزار نفر، دوباره میکشن. آخونده شاکی میشه میگه: به حضرت عباس اگه خایههام رو هم بکنید از صد هزار پایین تر نمیام!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
ارسال آف تكراري حرام ميباشد و كفاره آن آموزش منطق به 60 ترک . آموزش غيرت به 60 رشتي و 60 بار شركت در نمازجمعه قزوين ميباشد
به علت تردد زیاد علما در حوزه علمیه قم از این به بعد طرح سیاه و سفید عمامه اجرا میشود
پيام ************* به زهره: "صحنه را ديدم. از اينکه دل مردم ايران را شاد کردي از تو متشکرم. اميدوارم هميشه موفق باشي ))
جشنواره فيلم تخيلي رشت : ?) زن باوفا ?) شب هاي بي اصغر آقا ?) خوش غيرت ?) حلال زاده
دعای هنگام طلاق: یارب این دلبر سپید رو که سپردی به منش * بس که گوه بود سپردم به ننش
یارو ميره خواستگاري، پدر عروس ميپرسه: شما خونه داريد؟ تركه ميگه: والله خونه كه نه، ولي بروبچهها مكان زياد دارن!
اگه علي دايي دکتر مي شد چه چيز جديدي کشف مي کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1) يک روش براي قدم زدن روي اعصاب يه ملت
2) داروي طول عمر زياد
3) رابطه ي ابرو با کمر درد
4) تمام گزينه ها
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
P اگه حامله بشه میشه B
I اگه ازدواج کنه میشه H
O اگه تغییر جنسیت بده میشه Q
o اگه بره قزوین میشه O
v اگه یه عکس ناجور ببینه میشه Y
از اونجا كه تو مملكت آمريكا، مثل ما تكنولوژي ماشيني ندارن، هنوز پليس اسبسوار تو خيابونا ميچرخه و ميتونين گهگاهي برين با دمش بازي كنين.
يه روز يكي از همين پليسها سر يه چهارراهي وايساده بوده سوار اسب! يهو يه پسربچهي 7-8 ساله با يه موتور كوچولوي نو و براق پيداش ميشه.
پليسه كه ميبينه موتوره خيلي نو و صفره، به پسره ميگه: پسر كوچولو موچولو، اين موتور رو بابا نوئل بهت داده؟
پسره هم واسه اين كه نزنه تو ذوق پليسه ميگه آره!
پليسه ميگه: خب، پس اين قبض جريمهي 20 دلاري رو هم من بهت ميدم كه دفعهي ديگه يادت نره پلاكشو بهش وصل كني!
پسرههم كه حسابي پكر شده بوده، در حالي كه داشته برگ جريمه رو ميگرفته ميگه: آقاي پليس اسب سوار(!) اين اسب رو بابا نوئل به شما اعطا نموده؟ پليسه هم يه لبخندي از روي مهر و محبت پدري...اِ يعني قزويني...ميزنه و ميگه آره پسرم، بابا نوئل اينو داده بهم!
پسره ميگه: خب پس از دفعهي ديگه كه خواست بهت اسب بده بهش بگو كه دول اسبه رو عوض اينكه رو زينش بنشونه و لباس پليس تنش كنه، از زير تخماش آويزون كنه!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
عربه زنشو براي زايمان برده بوده بيمارستان.بعد ار يه مدت يه پرستاره اروم مياد ميگه:يه خبر بدي براتون دارم.متاسفانه بچه عقب افتادست! عربه ميگه: ولک شيشتاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن. بزار اين هفتمي از عقب بيوفته شايد يه گهي شد !
اگه مردونگي مرده اگه رفاقت رنگ باخته اگه عشق ديگه معنا نداره اگه دنيا پر نامرديه اگه ارامش ديگه خواب و روياست به تو چه؟
ترکه تو انتخابات کانديد مي شه 3 تا راي مي ياره . شب مي ره خونه خانومش يکي مي خوابونه تو گوشش مي گه: مي دونستم پاي يه زن ديگم وسطه !
ترکه می ره دزدی تفنگشو می گیره پشت گردن یارو می گه تکون بخوری با لگد می زنمت !
معلم از بچه ها پرسيد: در آينده ميخواهيد چه كاره شويد؟ احمد: من ميخوام ناخدا بشم. رامين: من ميخوام دكتر بشم. سارا: من ميخوام يه مادر خوب بشم. رضا: من ميخوام به سارا كمك كنم !
گفت بخواب، خوابيدم. گفت وا كن، وا كردم. درد داشت، تحمل كردم. وقتي كارش تموم شد خون اومد. ترسيدم. آخه اين اولين بار بود كه دندونم رو ميكشيدم !
تو شيراز مادر رو از دختر نميشه تشخيص داد تو اصفهان گدا رو از پولدار تو تهران دخترو از پسر !
ترکه ريش پروفسري ميزاره ميره تو جنگل شيره ميخوردش و ميگه عجب بزي بود مزه خر مي داد !
رشتیه به مامانش می گه برام یه زنه ایدزی بگیر می خوام حال رفیقامو بگیرم ...
به يكي ميگن شما چطوري شخصيت خودتونو نشون ميدي . ميگه با ارائه بليط !
|
|
|
|
| |
| |
| |
موبايل شما از طرف مخابرات بمدت ده دقيقه ويبره ميباشد شما ميتوانيد موبايل خود را داخل ... خود گذاشته و از خدمات ما لذت ببريد.[ مخابرات قزوين]
هر وقت ناامید شدی .هر وقت گفتي شانس نداري. هر وقت اعتماد به نفستو از دست دادی .
یاده اون روزی بیوفت که بین ۱۰ میلیون اسپرم اول شدی !
انوشه انصاري به زمين بازگشت: ناسا اعلام کرد: از اون بالا کفتر مي آيه يک دانه دختر مي آيه
به علت حضور خانم انوشه انصاری در فضا علما با رویت ۲ ماه . ماه مبارک رمضان را ۶۰ روز اعلام کردند.
زباله ها را به موقع جلوي در بگذاريد،با رفتگر ها با احترام و محبت برخورد کنيد،ماهيانه و عيدي آن ها را به موقع پرداخت کنيد...اين جا ايران است...ممکن است يکي از همين ها فردا رئيس جمهور شود.
تركه با زنش ميره پيش دكتر و ميگه : آقاي دكتر كاري كن ما بچه دار نميشيم
دكتر ميگه : چند وقته ازدواج كردين
تركه ميگه : يه هفته
دكتر ميگه : داداش من اين ك-ه نه ماكروويو
سؤال: آيا دوستي هاي اينترنتي بين دو جنس مخالف اشكال دارد رابطه اي كه فقط در حد نوشتن باشد{chat}؟
جواب: باسمه جلت اسمائه در صورت تحریک نشدن غریزه جنسی وبدون قصد ريبه ( قصد گناه) باشد حرام نيست وجائز است
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
جايزه تبرك در قزوين ... يك سال استفاده رايگان از حميد ...!!!!
يه روز قزوينيه مياد تهران عروسي بر ميگرده شهرشون بهش ميگن عروسي چطور بود ميگه عجب عروسي بود پسرها با مردها قاطي بودن
روی دره توالت های قزوین نوشته :
اینجا دیگه آخره خطه بخوای نخوای باید بکشی پائین !!!
جشنواره فیلم قزوین پایان یافت و به برندگان تندیس *ون بلورین اهدا شد:
*ون سوراخ:خنده دار
رد پای *ون:پلیسی
*ون مست:عاشقی
پسری با *ون بی سوراخ:تخیلی
*ون پاره:جنگی
*ون خور:ترسناک
شهر *ونها:مستند
پسرم عجب *ونی داری:خانوادگی
*ون برهنه ها:عاطفی
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
زنی بدون اطلاع شوهرش در اتاق کناری داشته با یه مرده ....
مرده مشغول میشه و ... رو میکشه روی ... اش و شروع میکنه ، مرده از جنس ... خوشش میاد از زنه می پرسه این ... مارکش چیه ؟
زنه توی همون حال داد میزنه حمیـــــــــــــــــــد ، شوهره میگه تـبـرکـه !!
يه روز يه مرد تلويزيون رنگي دستش بود داشت رد ميشود به مردم تو خيابان گفت كنار كنار رنگي نشيد !!
به يه تركه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
تركه مي ره ورزشگاه يه موج مكزيكي مياد غرق مي شه
يه تركه ميره در يخچال رو باز ميكنه ميبينه ژله توي يخچال داره ميلرزه. ميگه نترس اومدم آب بخورم!
تركه رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است !!
مي دونين تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟...اولي آشغال جمع مي کنه ..دومي آشغال پخش مي کنه!!
ترکه به مادرش میگه : ننه اگه تو به دنیا نمیومدی من بدون ننه میشدما !!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
بزرگترين دشمن بشر پوله پول.... هر چي دشمن داري بده به من و خودتو خلاص كن.
بچه گربه از مامانش ميپرسه: مامان، باباي من كيه؟ مامانش ميگه: نميدونم عزيزم، من سرم تو سطل آشغال بود!
بي چاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانش را مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش
پسر يك دايناسور پدر و مادرش ميرن بيرون،فوراً ميره به دوست دخترش ميگه بيا بريم خونه ما.ولي دختره نازه ميكنه و ميگه نه بده ... من نميام...،
پسر آخر ناراحت ميشه آخر ميگه:"اه،ببين همين كار ها را كردي كه نسل مون ورافتاد !!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
یا رو اصفهانیه میخواسته ناهار بخوره به بچش میگه برو یه دوتا نون از همسایه بغلی بگیر بچه میره برمیگرده میگه بابا نون نداشتن .. اصفهانیه میگه عجب آدم های خسیسی(خسیس این طوریه یا خصیص این طوریه؟) هستن ها خوب عیب نداره یه دونه نون از توی یخچال خودمون بیار!! اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه ميخورن حتما درش رو ميليسن.
|
|
|
|
| |
| |
| |
یه عربه سوار یدونه از این دوچرحه چینی ها بوده --از اینها که وسطش یه میله بلنده خلاصه یه دختره عربه رو میبینه و بهش میگه میشه من رو تا سر کوچه برسونه عربه هم سوارش میکنه و دختره میشینه رو میله وسط دوچرخه وقتی دختره پیاده میشه میگه دلت بسوزه شورت پام نبود! عربه هم میگه تو هم دلت بسوزه دوچرخه من هم میله وسط نداشت!!!!!!!!!!!!!
عربه سه تا خایه داشته، میره پیش لره، میخواسته یکم پز بده، میگه: ما دو تا روی هم پنج تا خایه داریم! لره میگه:اَ... یعنی تو یه خایه داری؟!
ترکه میره عربستان، یه روز براش یه کار خیر پیش میاد(!) میخواد یه کاندوم بخره، ولی یک کلوم هم عربی بلد نبوده. خلاصه میره داروخونه، کیرش رو در میاره میگذاره رو میز، پولم در میاره میذاره کنارش. عربه هم فکر میکنه شرط بندیه، کیرش رو میندازه رو میز و پولا رو برمیداره!
عربه میره شورت بخره، یارو بهش یه شورت زنونه میده. عربه بهش بر میخوره، میگه: ولک، اینکه زنونست! یارو میگه: خوب آقا شرت شرته، چه فرقی داره؟! عربه شاکی میشه میگه: میخوای فرقشو بکنم تو کونت تا بفهمی؟!
عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور!
|
|
|
|
| |
| |
| |
قزوینیه تو صف نون بوده، یه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. یه دفعه شاطره میاد بیرون، میگه: نون تموم شد! ملت هم میرن دنبال کار و زندگیشون و صف به هم میخوره. قزوینیه شاکی میشه، داد میزنه: نون تموم شد که شد! صف رو چرا بهم میزنید!
یه بابایی چکش تو قزوین برمیگرده میفته زندون، با خودش میگه الان اینا ترتیب ما رو میدن، بگذار یکم خالی ببندیم، بلکن بترسند. شروع میکنه میگه: آره من دو نفر رو خفه کردم، تو یک درگیری سه تا پلیس کشتم، شیش تا بی معرفت رو تو یک شب کاردی کردم، همین دیروز هم یک نالوطی رو با ساطور کشتم! یارو قزوینیه بهش میگه: بالام جان تو ما رو هم کشتی!
رييس جمهور ميره قزوين. مردم شعار ميدن دسته گل محمدي تو مدتي كه نيومدي چه قمبلي به هم زدي
میگن یه یارو میره قزوین پولش از دستش میافته ولی جرات نداشته ورش داره یه پیرمرده داشته رد میشه میگه چیه بالام جان؟ خلاصه یارو میگه که آره می تر سم خم شم پولو وردارم ترتیبمو بدن پیرمرده میگه نه بالام جان این حرفا مال قدیمه مردم الان دیگه از این کارا نمی کنن ... خلاصه یارو تا خم میشه پولشو ور داره پیرمرده یه دفعه میره میزاره تقش!! یارو بلند میشه میگه مگه نگفتی این کارا مال قدیما بوده ؟؟ پیرمرده میگه خوب بالام جان منم مال قدیمم دیگه !!!!!
قزوینیه زن میگیره، شب عروسی برادره زنه بهش میگن: ببین آبجی! اگه این یه شب به تو گفت برگرد، بیا به داشت بگو تا دهنش رو سرویس کنم! زنه هم میگه باشه و میره سر خونه زندگیش. بعد از سه سال، یک روز زنه شاکی میاد پیش برادراش میگه: آقا داداش، این بیغیرت دیشب به من گفت برگردم! یارو برادره خیلی شاکی میشه، قمه به دست میاد سراغ قزوینیه، میگه: مرتیکه بی ناموس! حالا به آبجی ما میگی برگرده؟! قزوینیه میگه: بالامجان یعنی ما بعد از سه سال حق نداریم بچه دار شیم؟!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
لره ميره مخابرات،ميگن برو کابينه آخر،اشتباهي ميره تويه دستشويي
سرش و ميزاره تو سوراخ تولت، ميگه الو بابا بوت مياد ولي صدات نمياد!!
لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه. ااااااااااا پس اینا چه جوری دماغشون رو پاک می کنن
یه شب تو لرستان داشتن همه لرا این برنامه رو میدیدن که شوهر لورا بهش میگه شب بخیر لورا !! تو لرستان همه لورا تلویزیون رو خاموش میکنن می رن میخوابن!!
لره توی اتوبوسِ تهران-خرمآباد نشسته بوده، میره به راننده میگه: آقای راننده واسه کی داری رانندگی می کنی؟! اینا همه خوابن!!
یارو کرده داشته شلوارشو تو رودخونه میشسته یه دفعه آب شلوارشو میبره میگه حیف اون همه گوز که من تو اون شلوار دادم
لره می ره دزدی تفنگشو می زاره پشت گردن یارو می گه : پولارو می دی یا با لگد بزنم تو ک...نت ؟؟
|
|
|
|
| |
| |
| |
تركه تو توالت ميميره ، روحش تو هواكش گير ميكنه.
تركه از خونه مياد بيرون ميبينه بچش تو كوچه داره بازي ميكنه ، ميزنه تو سر بچش و بهش ميگه توله سگ تو نصف شبي بيروب چيكار ميكني. بچش بهش ميگه بابا عينك دوديتا بردار تا ببيني روزه. باباهه عينكش رو برميداره و ميزاره دوباره ميزنه تو سر بچش ميگه توله سگ تو ديشب تالا بيرون چيكار ميكني؟
يه روز از يه ترکه ميپرسن : سه تا حيوان نام ببر كه اولشون خ باشه.
فارسه يه كم فكر ميكنه بر ميگرده ميگه : خر ، خودم ، خواهرم
به یه ترکی میگن چرا زمانی که فلسطینی ها رو دارن به قتل میرساند چرا نمیایی اسراییلی ها رو بکشی ترکه میگه
توی تلویزیون برعکسه فلسطینهای دارن اسراییلی ها رو قتل میرسونند
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
ترکه با زنش زیر پتو خوابیده بودن زنه هی کرم افشانی میکنه هی ور میره با یارو (این زنها چه هنرهایی که ندارن خدا به شوهراشون و به مردهای همسایه ببخشتشون) خلاصه هر کاری میکنه و هرچی تو چنته داشته رو میکنه یارو هم اصلا (من حدس میزنم طرف حالشو جایی دیگه برده بوده دیگه کمر ممر واسش نمونده بوده) خب خلاصه زنه میگه بابام جان من ۱ سوراخم دارمهاااااااااااا
یارو میگه ااااا من میگم از یه جایی داره سوز میاد ازسوراخه تووووووهه ?
ترکه سوار ماشین رفیقش بوده . طرف بهش میگه میخوای همین جا جلو چشات یه دختر تور کنم ؟؟ خلاصه سه سوت جلو پای یه دختر ترمز میزنه میگه :معین 85 گوش دادی ؟. دختره میگه نه . میگه پس بپر بالا گوش کنیم .
خلاصه دختره رو بلند میکنه و تو یه مکان جلو چشه ترکه ترتیب دختره رو میده اساسسسس... ترکه حیرت میکنه :عجبببب ....
فرداش ترکه سوار لگنش بوده جلو پای یه دختر ترمز میزنه میگه : ایلده معین 86 گوش دادی ؟؟ دختره میگه نه .
میگه گوش ندیااا ... میکنندت !!
تركه سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش ميسوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من تركم نميفهمم، كمكم داري فرار ميكنيها
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
به ترکه میگن: نظرت در مورده گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه میگه: برای ما که فرقی نکرد ، ما که همون 1000 تومان بنزین را میزنیم. ترکه تو خیابان داشته رد میشده یه هزار تومانی میبینه برمیدارد بعد می اندازد زمین میگه: ولمون کن بابا ما از این شانس ها نداریم که پول پیدا کنیم. دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای. ترکه میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خانه تکانی میکنه. ترکه را می خواستند اعدام کنند ازش میپرسند که حالا که آخر عمر ته حرفی درخواستی چیزی نداری ؟ترکه میگه: نه ! میبندندش به جرثقیل بعد جرثقیل میبردش بالا یهو ترکه شروع میکنه به داد و بیداد و دست و پا زدن که من یه حرفی دارم. می آورندش پایین میگن: که چیه چی میخوای بگی؟ ترکه به یکی از دوستانش میگه: هی قاسم خونتون از این بالا پیداست ترکه زنگ میزنه آژانس میگه: آقا ماشین دارید؟ یارو میگه: بله داریم. ترکه میگه: خوش به حالتون چون من ندارم. ترکه از خوشحالی بال در میاره با ضد هوایی میزنندش.
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای دختره گوشی رو ور میداره. ترکه میگه: ببخشید غزال خونست؟! باباهه هم شاکی میشه فحش خوار مادر رو میکشه به ترکه! چند روز بعد دختره ترکه رو تو خیابون میبینه، میگه: بابا چرا ضایع بازی در میاری؟! وقتی بابام ور میداره، یه چیزِ بیربط سر هم کن بگو. ترکه هم میگه باشه. دفعه بعد که زنگ میزنه، باز باباهه گوشی رو ور میداره. ترکه هول میشه، میگه: ببخشید اونجا میدون انقلابه؟!! یارو میگه: آره چی کار داشتی؟! میگه: ببخشید، غزال خانم هستن؟!!
ترکه میره بیمارستان، لهجشو عمل میکنه!!
ترکه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوک می گفتن، رشتیا برای ترکا جک میگن، نوبت ترکه که میشه، تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به ترکه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد که نوبت میرسه به ترکه، میگه: یه روز یه ترکه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد ترکه میگه: ولی وقتی بلندش میکنن میبینن رشتی بوده!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
ترکه زن میگیره، آخر شب وقتی میرن تو حجله، زنه میبینه ترکه رو ک_رش یک ضربدر کشیده! ازش میپرسه: این یعنی چی؟ ترکه میگه: ساک یادت نره!!!
یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن ترکه سرما میخوره
به ترکه میگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه : میگه یدالله - عبدالله - سیندرالله
یه ترکه 38 ساله قوی و باهوش مناسب برای کارهای ساختمانی _بیل زنی و کشیدن گاری با سابقه ی قدم زدن در تیم ملی و.............به صورت قسطی به فروش می رسد
ترکه عاشق می شه واسه خر همسایه ایجاد مزاحمت می کنه
به ترکه می گن بلدی با کامپیوتر کار کنی؟ می گه اره می گن روشنش کن . می گه اوووووووووووه نه تا اون حد که
ترکه با خره شطرنج بازی می کرده یکی می رسه می گه عجب خر باهوشیه هاااااااا ترکه می گه نه بابا زیادم باهوش نیست تازه یک یکیم
تركه مي گوزه پرت مي شه جلو مي گن چي شد ميگه تو دنده بود
تركه خودشو(سند تو ال)ميكنه دنيا خر تو خر ميشه
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
رشتيه با زنش دعواش ميشه و بدبخت خانم رو يك كتك مفصل ميزنه. فردا از شهرباني ميان، به جرم خسارت به اموال عمومي ميندازنش زندان
رشتیه در خونش میزنه ورود افراد 18 سال به پایین ممنوع
میگن چرا اینو زدی
میگه ناموسمه بچه بازی که نیست
رشتیه شب میره خونه میبینه داداشش افتاد رو زن رشتیه و مشغوله!
بلندش می کنه و یه سیلی می خوابونه رو گوشش و میگه : پدر سگ تو مگه چند سالته که سیگار می کشی!!!
يه روز دخترهاي رشتي كنار هم نشسته بودند كه يكي از انها گفت كه شنيديد كه در تهران كسي به نام خفاش شب مي ايدكه هر شب دختران را مي دزدند يكي از انها گفت هر چه امكانات هست فقط در تهران هست؟
رشتیه میره قزوین، قزوینیا دنبالش میكنن كه ترتیبشو بدن. رشتیه از این كوچه به اون كوچه فرار میكنه تا میرسه به یه بن بست. با خودش میگه حالا چه گهی بخورم؟! كه یه دفعه یاد سریال امام علی میفته، میگه: ها! منم مثل عمر و عاص لخت میشم و نجات پیدا میكنم. سریع لخت میشه و قزوینیا هم كه همینو میخواستن میگیرن ترتیبش رو میدن! رشتیه با بدبختی بلند میشه با آه و ناله میگه: آی! پدر سوخته این صدا و سیما اونقدر سانسور می كنه كه آدم نمی فهمه آخر فیلم چی میشه!!!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
رشتيه ميگن پارسال واسه تولد زنت کادو چي بهش دادي؟؟ ميگه:بردمش کيش ...! ميگن بابا دمت گرم امسال چي کار مي خواي بکني؟؟ ميگه:هيچي ديگه ميرم که بيارمش.
رشتيه زنش زايمان ميکنه با دستهگل ميره بيمارستان ميگه : مادر شدنت مبارک زنش ميگه : ممنون اميدوارم تو هم يه روز پدر بشي
طبق معمول جکهای رشتی :یه روز رشتیه میاد خونه میبینه زنش لخته میره تو حموم رو میگرده میبینه هیچکی نیست میرده دستشویی میبینه هیچکی نیست زیر تخت تو کمد این ور اون ور ... خلاصه میبینه هیچکی نیست یه دفعه میگه ااااه بابا جوک رو خراب کردی!!!
از زن رشتیه میپرسن: شما موقع عشقبازی با شوهرتون صحبت میکنید؟ میگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!
رشتیه میره خونه، میبینه زنش یه ساعت طلا دستشه، میگه:خانم جان، اینو از کجا اوردی؟! زنه میگه: یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم!!!
دخترِ رشتیه میره پیش مامانش میگه: مامانجون چه گردنبند خوشگلی داری، اینو بابام برات خریده؟! زنه میگه: من اگه به امید بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم!!!
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |